نگارش در تاريخ یکشنبه یکم آذر 1388 توسط پرستو
ساحل مهربونم تولدت مبارک عزیزم...
صدای به هم خوردن بال کبوتر ها می آید انگار آمدنت نزدیک است...تولدت مبارک...

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 توسط پرستو

یه رازی هست میون ما بین من و تو و خدا
واسه همین وقت سفر ازت نپرسیدم چرا؟
تو آسمون بی کسیم عشقت مثل ستاره بود
رفتی ومن خوب میدونم این تنها راه چاره بود
گذشتن از اون همه عشق برای من ساده نبود
با این که پر پر می زدم باید می رفتی دیر یا زود
دیگه واسه تموم عمر می گذرم ازخواستن تو
یه چیزی مثل معجزه است از این به بعد دیدن تو
خوشبختی تو آرزوی منه
قربون اون دل همیشه تنگت

خـــداحـــافــــظت عــزیــزم

